تبليغاتX
رؤیاهای خیس

 

وجودت را گِـــــل گرفته ام
تندیست
شایسته ی ستـــایــش است!

 

+ خط خطی شده در  87/07/10ساعت 15:32  توسط آلما  | 

 

داستان ذیل از سعدی شیرازی نقل شده است:

«به هنگامی که من کودکی بیش نبودم،عادت داشتم با پدرم،عموها و عموزاده هایم نماز خوانده و به دعا و نیایش بپردازم. ما هر شب نیز گرد هم جمع می شدیم و به قرائت بخشی از قرآن گوش می دادیم.

در یکی از این شب ها، هنگامی که عمویم در حال قرائت قرآن بود،متوجه شدم که اکثر افراد حاضر در آن جلسه به خواب رفته اند. در آنجا بود که رو به پدرم کرده و گفتم:

 -هیچکدام از این خواب آلودها قادر به درک کلمات پیغمبر نیستند. ایشان هرگز به خدا نخواهند رسید.

و پدرم نیز در جواب گفت:

-پسر عزیزم، راهت را با ایمان ادامه بده و اجازه بده تا هرکسی به مراقبت از خود بپردازد. چه کسی می داند که شاید ایشان در خواب و رؤیاهایشان، در حال گفت و گو با خدا باشند. من نیز ترجیح می دهم که تو هم مانند آنها در خواب باشی تا اینکه اینچنین به سختی به قضاوت درباره ی ایشان پرداخته و بدین نحو محکومشان کنی... »


بر گرفته از کتاب: داستان هایی برای پدران،فرزندان و نوه ها    پائولو کوئلیو   ترجمه ی دکتر بهرام جعفری

+ خط خطی شده در  87/06/16ساعت 7:38  توسط آلما  | 

 

نردبان آرزوهایم را تبر زدی...

دیگر

بر قامت کاج های خیس ،

کلاغی آشیان نمی سازد...

 

 

+ خط خطی شده در  87/06/05ساعت 18:14  توسط آلما  | 

 

بی ربط ترین نگاهم را

روانه ی چشمانت می کنم ...

تو پس می زنی،

عبوری کودکانه را...

 

 

+ خط خطی شده در  87/04/09ساعت 6:27  توسط آلما  | 

 

خدا گفت:لیلی یک ماجراست،ماجرایی آکنده از من.

ماجرایی که باید بسازیش.

شیطان گفت تنها یک اتفاق است.بنشین تا بیفتد.

آنان که حرف شیطان را باور کردند،نشستند

و لیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد.

مجنون اما بلند شد،رفت تا لیلی را بسازد.

 

خدا گفت: لیلی درد است.درد زادنی نو.تولدی به دست خویشتن.

شیطان گفت:آسودگی ست.خیالی ست خوش.

خدا گفت:لیلی،رفتن است.عبور است و رد شدن.

شیطان گفت:ماندن است.فرو رفتن در خود.

خدا گفت:لیلی جستوجوست.لیلی نرسیدن است و بخشیدن.

شیطان گفت:خواستن است.گرفتن و تملک.

خدا گفت:لیلی سخت است.دیر است و دور از دست.

شیطان گفت:ساده است.همین جایی و دم دست.

 

و دنیا پر شد از لیلی های زود.لیلی های ساده ی اینجایی.

لیلی های نزدیک لحظه ای.

خدا گفت:لیلی زندگی ست.زیستنی از نوعی دیگر.

 

لیلی جاودانگی شد و شیطان دیگر نبود.

مجنون،زیستنی از نوعی دیگر را برگزید و می دانست که لیلی تا ابد طول می کشد.

 

                                                                                                 عرفان نظر آهاری

+ خط خطی شده در  87/03/27ساعت 10:23  توسط آلما  | 

 

خدایا! معانی از ما دور افتاده است و ما معانی واژگون یافته ایم. انسان حریص دور افتادن است، واژگونی معانی در مسیر فراموشی تاریخ... معانی را به ما بازگردان...

 

+ خط خطی شده در  87/03/26ساعت 7:58  توسط آلما  | 

 

صحبت کردن برام یه کار سخت شده و نوشتن هم ... می ترسم...

 

 

+ خط خطی شده در  87/03/25ساعت 9:29  توسط آلما  | 

meshki 

  • من كه عاشق كاراي استاد مشكي هستم...
  • شرمنده كه مي خوام نظرات رو بعد از تأئيد نمايش بدم!!
  • امروز كه رسماً فرجه هامون شروع شده كلي مفيد بودم در برابر دوستان قديمي...

 

+ خط خطی شده در  87/03/13ساعت 12:3  توسط آلما  | 


شماره ي چشمم باز هم بالا رفت...
به ياد جمله ي كافكا:
         
              « آيا بينايي ام كفاف تمام عمر را مي دهد؟...»
+ خط خطی شده در  87/02/31ساعت 11:26  توسط آلما  | 

 

·        ديروز كلي نفت فانوس ريخت روم! بعدش منم شدم يكي از اعضاي كانون شعر فانوس!!

·        يه مدته مي ترسم تو چشماي بقيه نگاه كنم... ذهنم رسماً خونده ميشه!! گاهي ميگم نكنه فكرامو تو چشمام جيغ ميزنم؟! ترس از خوانده شدن برام مانع از فكر كردن توي جمع ميشه و يك بهانه ي ديگه براي جمع گريزي از جانب من!

+ خط خطی شده در  87/02/24ساعت 11:4  توسط آلما  |